دفترچه خاطرات گلابتون

اينجا دفتري است براي ثبت خاطرات زندگي ام

تبلیغات تبلیغات

گلابتون تنها

آخرین ماه سال هم رسید.همیشه اسفندو دوست داشتم.هیجان و انرژیشو.حتی اگه حس و حال عید نداشته باشم اما اسفند بوی نویی میده.دوست دارم دست خودمو بگیرم و توی کوچه ها و خیابونها راه برم...اسفند قاصد بهاره هفته پیش یه سفر اداری داشتم به بندرعباس که البته ورزشی هم بود ولی چون حس و حالم زیاد خوب نبود چندان خوش نگذشت. ده روزه که کسی که دوستش داشتم مهاجرت کرده و من حس میکنم روح از تنم جدا شده! اگرچه میدونستم دنبال رفتنه ولی همه ش فکر میکردم حالا که من کنارشم حالا که
ادامه مطلب

گلابتون و قدم زدنهایش

صدای قدمهای بهار به پشت در خونه رسیده هرچند این سالها دیگه حس و حال بچگیامونو نداریم که ذوق کنیم برای اومدن بهار اما بهار میاد از وقتی ماه رمضون شروع شده ورزش نمیرم ولی تصمیم گرفتم از حال و هوای بهار دور نمونم.هفته پیش یه کم نظافت خونه انجام دادم پرده ها رو شستم و نصب کردم گلدونا رو سروسامون دادم شیشه پاک کردم پادری شستم و اینجور کارها..حس خوبی داشت.. پنج شنبه رفتم بیرون سری به بازار تجریش زدم هیچ حس بهاری نداشت بجز دستفروشهایی که سبزه و ماهی میفروختن و
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها